تبليغاتX
راه موفقیت

















راه موفقیت

راه موفقیت هرکسی از دل و ذهن خودش می گذرد."دوستدار شما حبیب جلیلیان"

 بارها پیش آمده که به خودمان قول داده ایم، مثلا عادت بهتر غذا خوردن یا

پشتیبان گرفتن از اطلاعات کامپیوتر یا هر عادت خوب دیگری را در خودمان

ایجاد کنیم. اما اغلب موارد این عادت ها به زودی از بین می روند و فراموش

می شوند.

در این مطلب چند راه و روش برای ساختن عادت و راه های جلوگیری از

شکسته شدن آنها را آورده ایم:

مطمئن شوید زندگی تان روی روال است

ضرب المثلی داریم که می گوید «هیچ زمانی بهتر از الان نیست». زیرا

نیروی اراده شما محدود است و بهترین زمان شروع کار همین الان است.

اما با این حال روان شناسان توصیه می کنند که قبل از شروع یک عادت

جدید، مطمئن شوید زندگی منظمی دارید. به عبارت دیگر اگر در استرس

 هستید و زندگی تان بهم ریخته، شروع یک کار یا عادت جدید که با زندگی

 روزمره متفاوت است، کار درستی نبوده و ادامه دادن آن بسیار مشکل

خواهد بود.

تمام تمرکز خود را روی یک عادت بگذارید

ما قصد نداریم این کار را آسان جلوه دهیم: ساخت یک عادت گاهی مشکل

است. عادت ها کارهایی هستند که عمیقا با رفتار شما عجین شده اند. به

 همین دلیل ترک یک عادت بد بسیار مشکل (و موجب مرض) است. و به

همین دلیل ساخت یک عادت خوب احتیاج به تلاش زیاد دارد تا تبدیل به

کارهای روزمره و اتوماتیک تان شود. اگر در همان ابتدا قصد ساخت چندین

 عادت را به یک باره داشته باشید، احتمالا همه آنها شکست خواهند خورد.

 بنابراین فقط روی یک عادت، تمرکز داشته باشید – حتی اگر این عادت

بسیار کوچک است – و یکی یکی به سراغ بعدی ها بروید.

به تدریج پیشرفت کنید

زمانی که یک هدف تعیین می کنید تا هر روز انجام دهید (مثلا ورزش کردن)

، مشکل است که به سرعت آن عادت شکل گیرد و معمولا مدتی زمان می

 برد. پس اگر در روزهای اول آن عادت را انجام ندادید (یا اینکه آن جور که

می خواستید انجام ندادید)، چندان به خود سخت نگیرید. عادت های خوب را

 آهسته و پیوسته شروع کنید تا با موفقیت بیشتری در شما نهادینه شوند.

برای این کار باید برای خود اهداف کوتاه مدت (مثلا در هر هفته) تعیین کنید.

 در شروع ورزش روزانه به خود فشار نیاورید. در هفته اول دو یا سه روز

ورزش کنید. سپس به آرامی آن را بیشتر کنید و ادامه دهید. هر چه بیشتر

ادامه بدهید، ادامه بیشتر آسان تر خواهد شد.

عادت جدید را پشت عادت هایی که قبلا شکل گرفته اند، سوار کنید

در نکته های سلامت ذهن سایت eHow یک راه بسیار عالی برای نهادینه

 کردن عادت آمده است: عادت جدید را بر پشت (piggyback) یکی از عادت

های همیشگی تان، سوار کنید. فرض کنید می خواهید عادت کنید تا هر روز

 دندان های تان را با نخ دندان تمیز کنید. اما گاهی به علت فراموشی یا

تنبلی آن را انجام نمی دهید. خب، نخ دندان را کنار مسواک خود بگذارید و

همیشه پس از مسواک، از نخ دندان نیز استفاده کنید. یا مثلا اگه باید هر

روز ویتامین مصرف کنید، قوطی آن را داخل ماگ قهوه خوری تان بگذارید.

حالا صبح ها همراه با خوردن قهوه همیشه یادتان می ماند که ویتامین های

 تان را نیز مصرف کنید.

با شخص دیگری همراه شوید

چه قدیمی است اما هنوز هم در بسیاری جاها داشتن شریک جواب می

دهد: پس یک همکار پیدا کنید. رفتن به سالن ورزش یا رژیم گرفتن می

توانند بسیار مشکل باشند، خصوصا اگر شما تنها باشید. اما اگر شخص

دیگری نیز همراه شما ورزش کند یا رژیم بگیرد، احتمال ادامه کار بسیار

بیشتر می شود. (زیرا اگر روزی یکی از شما عادت خود را انجام ندهد، نفر

دوم، او را به انجام آن تشویق می کند. از طرف دیگر چون به فرد قول داده

اید که این عادت را ادامه دهید، به خاطر خجالت اش هم که شده ادامه می

 دهید.)

۲۱ روز آن را انجام دهید

پس از انجام اهداف کوتاه مدت اولیه، زمانی که به هدف اصلی و نهایی

رسیدید، شاید انجام آن بسیار مشکل به نظر برسد. («من تا آخر عمرم هر

روز ورزش خواهم کرد»). اما بدانید، زمانی که یک عادت نهادینه شود، ادامه

آن بسیار آسان تر خواهد بود. مطالعات نشان می دهند که لازم نیست تمام

 عمر برای داشتن یک عادت بجنگید، بلکه تنها ۲۱ روز برای شکل گیری یک

عادت کافی است. پس از این زمان قسمت مشکل کار تمام شده و بقیه

خود به خود پیش خواهد رفت. زیرا عادت نهادینه شده و از این به بعد خود

مغزتان آن را یاداوری و اراده کافی برای انجام آن تولید می کند. منظور این

 نیست که پس از ۲۱ روز دیگر هیچ تلاشی لازم نیست ـ اما تلاش خیلی

 کمتری نیاز دارید – منظور از این قانون دادن یک هدف برای روزهایی است

که احساس نامیدی می کنید. در این زمان به خودتان بگویید که «فقط تا روز

 ۲۱ ادامه بده».

همه ما در گذشته تلاش های فراوانی کرده ایم تا عادت های خوب در

خودمان شکل دهیم، اما اکنون با این روش ها می توانید شروع های بهتری

 داشته باشید. طبعا این روش ها تنها راه های ساخت یک عادت نیستند.

نوشته شده در یکشنبه دهم اردیبهشت 1391ساعت 19:51 توسط حبیب جلیلیان|

خوشبختی

مردمان: آیا معمولا احساس آرامش و راحتی می کنید؟ آیا هر روز از

احساس لذت و سعادت لبریزید، و اینگونه به نظر می رسد که از مشکلات و

 احساس غم و اندوه آزادید؟ اگر این چنین است مستقیما به قسمت نظرات

 بروید و اسرار خود را برای رسیدن به چنین زندگی با ما در میان بگذارید.

اما اگر همچنان مشغول خواندن این مقاله هستید شما نیز در زمره تعداد

بیشمار افرادی هستید که برای رسیدن به زندگی بهتر تلاش می کنند و

آرزو یک زندگی آرام و لذت بخش را دارند. البته تا زمانی که ما در ذهنمان

خود را به خاطر شکست سرزنش می کنیم و به خود می گوییم” من برای

 زندگی در آرامش ساخته نشده ام،” رسیدن به این آرزو شبیه یک نبرد

سخت است.

بگذارید بگویم که این مربوط به ما نیست، این فقط به خاطر نیازهای سریع

زندگی امروزی است که باعث شده ما به راحتی گیج و سردرگم شویم، و

در نتیجه موقتاً ارتباطمان را با ذات و طبیعت مان از دست بدهیم. البته اگر

بگردیم راهی برای رهایی از این نوع زندگی هست.

هدف این مقاله معرفی تکنیکی ساده برای ایجاد آرامش، لذت و روشنایی

بیشتر در زندگی شماست:

چرا یافتن آرامش و لذت دشوار است؟

اگر به مشکلاتتان نگاه کنید متوجه می شوید که ریشه بسیاری از مشکلات

 در ذهن شماست. قضیه این است: یک سری وقایع بیرونی اتفاق می افتد،

 ما تصمیم می گیریم که تنها بخشی از داستان را ببینیم، سپس موقعیت را

به گونه ای تفسیر میکنیم که باعث یک سری تضاد ذهنی در ما می شود و

 نتیجه آن شکلی از ناراحتی درونی است.

اگرچه گفتن این جمله که “مشکلاتت را دور بریز” آسان است اما ما و شما

می دانیم که به این سادگی هم نیست. ما سال های سال شرایط را برای

 جذب مشکلات و کشمکش ها فراهم کرده ایم. آنقدر که راهکار ساده “فکر

 نکردن در مورد مشکلات” خیلی در ما موثر نیست. ما به ابزاری نیاز داریم

که به ریشه مشکلات ضربه بزنیم.

بیایید کاری را امتحان کنیم. برای یک یا پنج دقیقه چشمهایتان را ببندید و این

 مدت این مفهموم را مرور کنید که شما سکوت و آرامش می خواهید و

نمی خواهید این افکار شما را پریشان کنند. (خواندن را متوقف کنید و این

کار را انجام دهید.).

خب چه اتفاقی افتاد؟ شاید متوجه شده باشید که لحظه ای که ساکت

شدید افکار شروع به خودنمایی کردند- افکاری بی ربط و بی نظم. این افکار

نوعی پریشانی هستند که از سکوت درونی ما سر بر می آورند. این فقط

یک تجربه بود که ما با اراده خود ذهنمان را زیر نظر گرفتیم و تلاش کردیم آرام

 شویم، اما نتوانستیم. حالا فضای درونی خود را وقتی که روز خود را

میگذرانیم، بی خبر از افکار آلوده ای که وارد ذهن ما می شوند، تصور کنید.

بنابراین ذهن ما با اطلاعات بی فایده، با اندیشه هایی که باعث خوشبختی

 ما نمی شود آشفته می گردد. به دلیل آشفتگی ذهن مان، شفافیت

درونی ما نیز کم می شود و گرد و غبار هوش ذاتی ما را می پوشاند. و در

 نتیجه ارتباط خود را با قسمتی از ذهنمان که پاک ومقدس، فرزانه، آرامش

 بخش و جاودانه است از دست می دهیم.

سرگرمی هایی که ما آنها را ضروری و مهم می دانیم، مثل تماشای

تلویزیون، بروز کردن صفحات فیس بوک مان، چک کردن ایمیل ها، غیبت

پشت تلفن، ریختن آهنگ روی دستگاه پخش موسیقی و غیره، همه اینها

 توجه ما را معطوف خود می کنند و ما را ازچیزهایی که واقعاً برای ما مهم

است – چیزهایی که شادی و رضایت ابدی را به زندگی ما و زندگی دیگران

به ارمغان می آورد – دور می کنند.

بدانیم یا نه اطلاعاتی که ما به آنها می پردازیم فضای درونی ما را تا حدی پر

 می کنند و نیازها و احساسات ما را تحت تاثیر قرار میدهند و اگر مراقب

نباشیم ممکن است به سرعت زندگی خود را سپری کنیم در حالی که

زمان با ارزش خود را صرف چیزهایی کرده ایم که مهم نیستند – و سپس از

خود میپرسیم زندگی من چه شد؟ چرا من احساس آشفتگی میکنم و به

 راحتی عصبانی میشوم؟ چرا احساس نارضایتی و نقص میکنم؟

اگر هنوز درحال مطالعه هستید نفسی تازه کنید و به خواندن ادامه دهید.

شما این شانس را داشته اید که از خواب غفلت برخیزید و کنترل

سرنوشتتان را در دست بگیرید. کار خود را با چیزهایی که به آنها توجه

میکنید و اجازه میدهید وارد زندگی تان شوند، شروع کنید. ( بدون در نظر

 گرفتن سن تان)

راهنمای ساده برای پاکسازی عمیق درون

یک راه برای پاک کردن آشفتگی درون مراقبت از باغچه ذهنمان است.

مراقب باشید که به چه چیز اجازه ورود میدهید، با حرف ها، افکار و چیزهای

 که به آنها توجه می کنید، شروع کنید.

ممکن است متوجه نشده باشید اما ما وقت زیادی را صرف غیبت، بد زبانی

 به دیگران، قضاوت در مورد دیگران و یافتن اشتباهات دیگران می کنیم و

جذب افکار منفی مثل حسادت، گناه یا ترس می شویم و بدنبال بهانه ای

برای مخفی کردن احساسات واقعی خود می گردیم. میدانم که همه این ها

 وقتی در کنار هم قرار می گیرند به نظر خیلی بد و اغراق آمیز می رسد،

اما اگرما واقعاً به خودمان، اندیشه هایمان و حرف هایمان بنگریم متوجه

خواهیم شد که تقریبا هر روز آگاهانه و ناآگاهانه خیلی از این کارها را انجام

می دهیم.

من به دیگران کاری ندارم و درمورد تجربه خودم صحبت می کنم و تایید می

کنم که این یک حقیقت است. گاهی اوقات در ظاهر خشونتی وجود ندارد

 مانند قضاوت در مورد گارسن رستوران، یا عصبانی شدن از نماینده خدمات

مشترکین تلفن و بی احترامی به او، یا گفتن یک دروغ کوچک مصلحتی به

 جای نه گفتن مستقیم.

مسئله این نیست که با داشتن این افکار یا گفتن این حرف ها ما آدم های

 بدی می شویم. مسئله این است که این چیزها تبدیل به زباله های به درد

 نخوری می شوند که درون ما را پر می کنند و به درد خوشبختی ما نمی

خورند.

من این تکنیک های ساده اما بسیارموثر را از یک آموزگار روحانی فرا گرفته

ام.

برای پاک کردن درون تان از این ۴ قانون پیروری کنید:

۱٫ همان چیزی که واقعاً منظورتان است را بگویید. به آنچه میگویید عمل

کنید.

۲٫ حرفی را که نمیتوانید به همه بزنید به هیچ کس نزنید.

۳٫ آنچه را که نمیتوانید برای دیگران مطرح کنید در خلوت به خود نگویید.

۴٫ حرفی را نزنید مگر اینکه صحیح، مفید یا از روی محبت باشد.

توضیحات بیشتر در مورد این ۴ قانون

همان چیزی که واقعا منظورتان است را بگویید. به آنچه میگویید

عمل کنید.

قسمت اول: آنچه که منظورتان است را بگویید.

آیا تاکنون خود را در حال بهانه تراشی برای اجتناب از موقعیتی که برای شما

 ناخوشایند است، یافته اید. برای مثال دوست شما میخواهد که با او به یک

 برنامه اجتماعی بروید. شما واقعاً نمیخواهید بروید، اما بهانه می آورید که

“من نمی توانم بیایم” یا “من خیلی گرفتارم،” با بیان این جملات می توانید

در نهایت آرامش از شخصی یا چیزی یا کاری دوری کنید.

مثال دیگر، شخصی از شما درخواست کمک می کند که نمی خواهید

اجابت کنید، اما به خاطر نپذیرفتن احساس گناه می کنید، بنابراین شما به

دو صورت از آن شخص دوری می کنید (مثلا ایمیل ها یا تماس های او را

نادیده می گیرید) یا بهانه ای می آورید که واقعا صحت ندارد (مثلا من خارج

 از شهر هستم.)

اینها به خاطر این نیست که شما نمی توانید کاری انجام دهید. حقیقت این

 است که شما نمی خواهید کاری را انجام دهید. بهانه گرفتن یا اجتناب از

تماس با آن شخص و یا موقعیت، باعث بوجود آمدن فعالیت هایی در درون

شما می شود که نیازمند صرف انرژی است. به جای صلح و آرامش شما

درگیر این مسئله هستید و در مورد این دروغ کوچک فکر می کنید.

وقتی می خواهید حرفی بزنید، آگاهانه تصمیم بگیرید که حقیقت را بگویید،

 یا آنچه که واقعا منظورتان است را بر زبان بیاورید. لازم نیست که حقیقت

آزاردهنده و یا ناملایم باشد، می توانید حقیقت را با مهربانی و ملایمت اما

محکم بگویید. وقتی حقیقت را بگویید، هیچ کس نمیتواند آن را رد کند،

هرچند که چیزی را که میشنوند دوست نداشته باشند.

قسمت دوم: به آنچه می گویید عمل کنید.

گاهی اوقات ما نا آگاهانه یا ازروی عادت حرف هایی می زنیم که منظورمان

دقیقاً آن نیست . برای مثال وقتی می خواهیم تلفن را قطع می کنیم به

دوست، همسرمان یا هر کس دیگری می گوییم،” سلام برسان” ، نه به این

 دلیل که واقعا منظورمان این است، بلکه به خاطر عادت. کلمات به صورت

خودکار بر زبان ما جاری می شوند و کم کم معنی واقعی خود را از دست

می دهند.

مثالی دیگر، می گوییم “به زودی با شما تماس می گیرم” یا “به زودی با

هم صحبت خواهیم کرد” یا “فردا با تو تماس می گیرم.” یا پیشنهاد کمک

می دهیم یا کلماتی که در خداحافظی به کار می بریم، اما منظور ما واقعاً

آن ها نیست اما آنها را می گوییم چون آسان است و باعث خشنودی دیگران

 می شود.

ممکن است فکر کنیم که این کارها بی ضررند اما در عمق وجود خود می

 دانیم که غیر واقعی هستند. آنها دروغ های کوچکی هستند که ما برای

خود مسئله ای درونی کرده ایم واین باعث می شود که در طی زمان تبدیل

 به شخصی با وجدان گناه کار شویم که این ما را از زندگی زمان حال دور

می کند.

با عزم واراده با خود عهد ببندید که هر چیزی که مقصودتان است را بگویید و

 قول های تو خالی ندهید که نمی توانید و نمی خواهید عملی کنید.

حرفی را که نمیتوانید به همه بزنید به هیچ کس نزنید.

قبول داشته باشید یا نه بیشتر ما به شکلی غیبت کردن را دوست داریم.

همچنین در یافتن خطاهای دیگران سریع عمل می کنیم و سپس با دوستان

 مورد اطمینان مان در مورد آنها صحبت می کنیم. یا در مورد بد شانسی یک

 نفر مطلع می شویم و می خواهیم به سرعت به همه خبر دهیم.

مطمئنم می توانید نمونه های زیادی را به خاطر بیاورید. به این مثال توجه

کنید: سارا در محل کارش عصبانی می شود و بر سر همکارش فریاد می

کشد، وقتی به خانه می رسیم به سرعت در مورد این داستان با همسرمان

 صحبت می کنیم.

مثال دیگر، آرش از کار بی کار شده است، وقتی از این موضوع اطلاع پیدا

می کنیم، به بهترین دوستمان المیرا زنگ می زنیم یا پیغام می دهیم تا

موضوع را به اطلاعش برسانیم، و یا آرش را مسخره می کنیم، زیرا از او

خوشمان نمی آید.

در هر دو مورد ما نمی توانیم همه چیز را دقیقاً به همه بگوییم به خصوص به

 المیرا یا آرش. و اگر واقعا به درونمان بنگریم می بینیم که بعد از گفتن آن

حرف ها احساس خیلی خوبی نداریم. وقتی چنین مکالمه ای را بررسی

می کنیم، می فهمیم که هیچ کاری برای پرورش روح مان انجام نداده ایم.

 تنها کاری که کرده ایم داستان سرایی و ایجاد انرژی منفی و کشمکش

درونی است که درون ما را آلوده می کند.

خودتان را ملزم کنید که حرفی را با هیچ کس در میان نگذارید مگر اینکه

بتوانید آن را به همه بگویید. خودتان را مجبور به توقف داستان سرایی و

انتشار انرژی منفی کنید.

آنچه را که نمیتوایند جلوی دیگران مطرح کنید در خلوت به خود

نگویید.

بیشتر ما خیلی از خودمان انتقاد می کنیم. مردم هرگز چیزهایی را که به

خود می گویند جار نمیزنند، بنابراین در خلوت ذهنمان اعتقاد داریم که ما تنها

 کسی هستیم که تحت تاثیر گفتگو های منفی با خودمان، عزت نفس پایین

 و ترس قرار دارد. وقتی کاری عالی پیش نمی رود، ما اول خودمان را مقصر

می دانیم، خودمان را به خاطر کاراشتباه، خوب کار نکردن و آنچه از دست

داده ایم، سرزنش می کنیم.

همه ما با خودمان صحبت می کنیم اما مشکل وقتی بوجود می آید که ما

این گفتگوهای درونی را باور می کنیم، تا جایی که اعتقادات غلطی در مورد

 خودمان پیدا می کنیم. این اعتقادات غلط برای روح و خوشبختی آینده ما

مضر است، مگر اینکه کاری کنیم که این اعتقادات از یاد بروند.

دفعه بعد که این صدا را در سرتان شنیدید که می گفت “من احمقم” یا “من

 خوب نیستم” یا “من یک بازنده هستم” یا افکار دیگری علیه خودتان، بدانید

که این شما نیستید. می توانید شفاهی بگویید “این من نیستم !این

حقیقت ندارد” و حتی این جملات را در برابر این افکار بیان کنید، “از امروز به

 بعد من تصمیم می گیرم که این افکار وجود نداشته باشند، زیرا که دیگر

نمی توانند برمن تاثیر بگذارند. من اعلام می کنم که این اندیشه ها واقعی

نیستید و من از امروز از چنگ آنها آزادم.”

منظور قانون سوم این است که هرگز ذهن خود را درگیر اندیشه هایی در

مورد خود نکنید که قادر نیستید با دیگران در میان بگذارید. درون خود را پاک

نگه دارید.

حرفی را نزنید مگر اینکه صحیح، مفید یا از روی محبت باشد.

بعضی از افراد آنقدر درگیر گفتگوی درونی خود هستند که این گفتگو ها به

 صورت سخنان بی فایده ای بر زبانشان جاری میشود. مانند کسانی که در

اتوبوس صحبت می کنند و یا دوست دارند در محل کار کنار آبسردکن

بایستند و صحبت کنند. اگر آن ها را زیر نظر بگیرید و تعداد چیزهای واقعاً

مفید یا جالبی که میگویند را بشمارید، خواهید دید که تعداد آنها انگشت

شمار است.

نه تنها این آشفتگی، افراد دور و بر این فرد را تحت تاثیر قرار می دهد بلکه

 انرژی زیادی را به خاطر حرف زدن از این شخص می گیرد. آخرین باری را

که در مورد چیزی بدون هدف و به مدت طولانی صحبت کردید به یاد بیاورید

و اینکه چقدر بعد از آن احساس خالی بودن میکردید. هر چه حرف های بی

 فایده تری بزنیم چیزهای بی فایده تری به ذهنمان میرسد.

اگر فکر میکنید که اینها مشخصات شماست ناامید نشوید. من هم چنین

بودم، می توانید با آن مبارزه کنید و بر آن غلبه کنید.

بعضی افراد این تمرین را درروزهای تعطیل انجام میدهند به دلیل اینکه لازم

 نیست صحبت کنند، یا مطالعه کنند، و یا از کامپیوتر استفاده کنند. در پایان

آن روز حس فوق العاده سکوت و آرامش و فوران انرژی را درون خود

احساساس می کنند.

مراقب باشید که چه میگویید وفقط زمانی لب به سخن بگشایید که این سه

 مورد را رعایت کرده باشید:

آیا چیزی که میخواهم بگویم…

• در مورد من درست است؟ قلب من آن را باور دارد؟

• برای کسی یا موقعیتی مفید است؟

• از روی مهربانی یا دلسوزی است؟ تعارف است یا واقعاً برای کمک است؟

این ۴ قانون را شخصی چند وقت پیش به من گفت و اینها دلیل نوشتن این

 مقاله هستند. بعد از عمل کردن به آنها در زندگی خودم، به این نتیجه

رسیدم که اگر این ۴ جمله را طی ۲۱ روز به کار ببندید متوجه یک دگرگونی

 زیبا دردرونتان می شوید – از هیاهو به سکوت و از تاریکی به روشنی.

ممکن است در ابتدا مشکل به نظر برسد اما اگر برای ۳ روز به آن عمل

کنید بعد از آن کار راحت تر می شود. آن را به ۷ روز برسانید و سپس ۲۱

روز. لطفاً خود را به خاطر لغزش از قوانین سرزنش نکنید. ممکن است برای

 هرکسی اتفاق بیفتد فقط به مسیر خود ادامه دهید.

بعد از مدتی متوجه میشوید که دنیای بیرونی شما نیز تغییر کرده است،

همانگونه که دنیای درونی شما تغییر یافته است. لطفاً تجربیات خود را با ما

در میان بگذارید.

نوشته شده در یکشنبه دهم اردیبهشت 1391ساعت 19:39 توسط حبیب جلیلیان|

 

روز اول


از كارهايي كه ناچاري انجام دهي لذت ببر. نق زدن تنها تو را خسته‌تر

مي‌كند و نمي‌گذارد كار را درست انجام دهي، اما اگر با موفقيت مانند يك

دوست رفتار كني، مثل سگ همه جا به دنبالت خواهد بود.

روز دوم


سعي كن كارهايت را از صميم قلب انجام دهي، نه به صرف اين كه ناچاري

 انجام دهي. بايد به كارت ايمان داشته باشي. يك جريان آب ضعيف، تنها

نيمي از باغچه را آبياري مي‌كند.

روز سوم


همه چيز را همانطور كه هست بپذير. خواستن تنها، چيزي را تغيير

نمي‌دهد. خواستن، باد را از وزيدن باز نمي‌دارد و برف را به آب نبات تبديل

 نمي‌كند. اگر مي‌خواهي چيزها را بهتر از خودشان تبديل كني، با آنها همان

 گونه كه هستند مواجه شو.

روز چهارم


تمرين كن تا از درون شاد باشي. اجازه نده ديگران براي شاد كردن تو تصميم

 بگيرند. خودت رئيس كارخانة شادي‌سازي باش.

روز پنجم


ذهنت را همانند ابر سفيدي كه در آسمان است، آزاد كن. تلاش كن، اما

نتايج كار را واگذار تا با هم كار بيايند. براي ابر چه فرقي مي‌كند باد از كدام

سو بوزد. چرا وقتت را براي چيزي كه در كنترل تو نيست، تلف مي‌كني؟

روز ششم


وقتي تصميم به انجام كاري مي‌گيري، از خود نپرس: من چه مي‌خواهم؟

 بلكه بپرس: چه كاري به نفع همه است؟ اگر به فكر منافع ديگران باشي،

ديگران در كنارت كار خواهند كرد و كمكت خواهند كرد تا موفق شوي.

روز هفتم


هنگام تصميم‌گيري ابتدا نبايد بپرسي، از اين كار چه نفعي عايدم خواهد

شد؟ پرسش درست اين است كه: چه كاري به نفع همه است؟ خانه

زماني مستحكم خواهد شد كه همة ديوارهايش استوار باشند.

روز هشتم


وقتي كار به مشكل مي‌خورد، نه ديگران را سرزنش كن و نه خود را، انسان

وقتي شنا ياد مي‌گيرد كه از فرو رفتن در آب نترسد.

روز نهم


براي موفقيت در هر كار، بايد ابتدا تصوير واضحي از نقشة كار داشته باشي.

 آنگاه، همان طور كه در باد شديد، نخ بادبادك را محكم نگه مي‌داري، بايد

هدفت را هم به همان محكمي نگه داري.

روز دهم


اگر طرحي در عمل مشكل‌تر از آن شد كه فكر مي‌كردي، دلسرد نشو. همه

 چيز اين دنيا همين طور است، خصوصاً اگر ارزشمند باشد. لاجرم خود

حبابي بيش نبود، زيبا اما توخالي.

روز يازدهم


مشكلات ما را قوي و به سمت پيروزي‌هاي بزرگ‌تر هدايت مي‌كنند.

 كوهنوردي آسان نيست، اما منظره‌اي هم كه از قله كوه ديده مي‌شود،

بسيار زيباست.

روز دوازدهم


اراده‌ات را قوي كن. خود را وارد به انجام كارهايي كن كه برايت مشكل‌اند.

سپس آنها را با جديت انجام بده. بعد از مدتي خواهي ديد كه اراده‌ات

همانند گرزي فولادي سخت و درخشان شده است.

روز سيزدهم


با انرژي كامل روي كارهايت تمركز كن. شيشه‌هاي رنگي كليسا، هنگام

عبور نور از آنها بسيار زيبا و درخشان مي‌شوند. كارهايت را هم اگر با انرژي

 انجام دهي، شفاف و زيبا خواهند شد.

روز چهاردهم


هنگامي كه قصد انجام كاري را داري، از خود نپرس: ديگران آن را چگونه و با

 چه روشي انجام داده‌اند؟ بلكه بپرس: چگونه مي‌توانم آن را درست و به

بهترین وجه ممكن انجام دهم. اين را بدان كه همواره حقيقتي تازه در انتظار

 كشف شدن است. بدون احساس وجود اين حقايق، كريستف كلمب هرگز

 به آمريكا نمي‌رسيد و گراهام بل تلفن را اختراع نمي‌كرد.

روز پانزدهم


هر كاري را با جان و دل انجام بده. اگر شعاع انرژي‌ات را مانند ذره بيني كه

نور خورشيد را متمركز مي‌كند، روي موانع تمركز دهي، هر مانعي كه سر

راهت باشد خواهد سوخت.

روز شانزدهم


امروز را آغازي تازه بدان. چرا به چيزي كه ديروز اتفاق افتاده، يا انجام شده

فكر مي‌كني؟ زندگي رودخانه‌اي است كه مدام به سمت آينده در جريان

 است. هيچ قطره‌اي از آن دوبار از زير يك پل رد نمي‌شود. كار را با روشي

تازه انجام بده، بهتر از هميشه.

روز هفدهم


افكار و روياهايت را بسط بده. هنگامي كه در بيرون چمنزاري پهناور است كه

 از هر سو تا افق امتداد دارد. چرا خود را در آغل حبس كني.

روز هجدهم


نگذار افكار و ذهنياتت به صورت عادت درآيند. سعي كن هرگز در جا نزني.

هر روز از زاويه‌اي تازه به كارها نگاه كن. زندگي يك صحنة پر از ماجراست.

به اطرافت نگاه كن: نشانه‌هاي زيبايي وجود دارند كه به كشفيات تازه

اشاره مي‌كنند.

روز نوزدهم


مهم‌ترين چيز احساسي است كه نسبت به كارت داري. وجود رنگ‌هاي تيره

 در يك تابلوي نقاشي. نشانة افسردگي نقاش آن تابلوست. رنگ‌هاي

روشن، حاكي از وجود روشنايي و انرژي در زندگي نقاش آن تابلوست. هر

كاري را با شادي انجام بده، تاديگران را هم شاد كني.

روز بيستم


زندگي مثل يك تاب است كه هم مي‌تواند سرگرم كننده باشد و هم حال به

 هم‌زن. اگر هر بار كه تاب مي‌خوري احساس شگفتي كني، لذت تاب

خوردن را احساس خواهي كرد. در زندگي هم هر بار كه كاري را انجام

مي‌دهي، از انجام آن شگفتي احساس كن.

روز بيست و يكم


حرف حق را بپذير و كاري به گويندة آن نداشته باش. مثلاً اگر بوي دود را

احساس مي‌كني و طوطي‌ات فرياد بزند كه: خانه آتش گرفت! آيا به

مهمان‌هايت خواهي گفت: اين طوطي نمي‌فهمد چه مي‌گويد؟

روز بيست و دوم


عقايد را با حقايق اشتباه نكن. حقيقت مانند دانة بادام است، و عقايد پوستة

 آن دانة بادام هستند. اگر به دنبال حقيقت هر چيز هستي، بايد پوسته را

بكني، تا خود دانه را ببيني.

روز بيست و سوم


قبل از انجام هر كار مهمي، اول ببين چه احساسي نسبت به انجام آن

داري. آيا آن كار را مهم مي‌داني؟ آيا واقعي به نظرت مي‌رسد؟ آيا به ديگران

 كمك مي‌كند؟

روز بيست و چهارم


هنگام غليان احساسات، هيچ تصميم مهمي نگير. در اين صورت اشتباه

خواهي كرد. اول درونت را آرام كن. ذهن مانند يك درياچه است. هنگام

غليان احساس، درياچه مواج است. درياچه هنگامي نور ماه را منعكس

مي‌كند كه آرام باشد.

روز بيست و پنجم


هنگام مواجه شدن با مشكلي يادت باشد كه حتماً راه حلي وجود دارد. زيرا

 هر چيز با جفتش به وجود مي‌آيد. بعد از هر سقوطي ، صعودي و بعد از هر

 شبي، روزي وجود دارد. ذهنت را روي راه حل‌ها متمركز كن. براي بيرون

آمدن از يك اتاق بايد در را پيدا كني، نه اين كه به ديوارها فكر كني.

روز بيست و ششم


همواره از نعمت‌هايي كه زندگي به تو بخشيده است، شاد باش و به خاطر

 آنچه كه نداري گله‌مند نباش. ساختمان با سنگ‌هايي ساخته مي‌شود كه

در دسترس‌اند، نه با سنگ‌هاي حياط خانة ديگران.

روز بيست و هفتم


سعي كن مثل ماشين خرابي كه خاموش نمي‌شود، دائماً در حال

عذرخواهي نباشي. با اين كار توجه ديگران را به اشتباهاتت جلب خواهي

كرد. تلاش كن كه بهترين را انجام دهي. آن‌گاه لبخند بزن و حركت كن. تنها

خداوند كامل است.

روز بيست و هشتم


هر كار خيري كه در اين دنيا انجام دهي، بيش از هر كس به خودت كمك

خواهد كرد، به تو قدرت و انرژي و درك بيشتر خواهد بخشيد. اگر خودت

نقاشي كني، ديگران از تماشاي آن لذت خواهند برد. ضمن آنكه در حين كار

تجربه‌ات هم در نقاشي بيشتر شده است.

روز بيست و نهم


براي عمل كردن از درونت فرمان بگير. براي تفكر از درونت راهنمايي بجو.

زيرا درك و آگاهي را بايد دريافت كني و نمي‌تواني خودت خلق كني. زمين

هنگامي گرم مي‌شود كه به سمت خورسيد متمايل باشد.

روز سي‌ام


هر چيز كه راست و درست باشد، به نفع تو و ديگران خواهد بود. خداوند

 بهتر از هر كس مي‌داند كه چه چيز به تو شادي واقعي مي‌بخشد. آيا يك

 گياه مي‌فهمد كه باد، آن را تقويت مي‌كند يا باران ملال آور باعث رشد

گل‌هاي زيبا مي‌شود.

روز سي و يكم


هرگز مغرور نشو، زيرا غرور ميكروبي كشنده است. غرور به تدريج عقل را

زايل مي‌كند و باعث مي‌شود هيچ كاري را بدرستي انجام ندهي.

نوشته شده در چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391ساعت 17:24 توسط حبیب جلیلیان|

نبـود وقـت کـافی بـه منظور آماده شدن برای رفتن به محل


کـار و یا اولـیـن مـلاقات، بـهـانـه خــوبی برای درست لباس


نپوشیدن و تمیز نکردن فرد، به شمار نمی رود.

شـمـا بـایـد در هـر حـالتی دوش بگیرید، موهایتان را مرتب


کنید، و مطمئن شوید که هر سانتیمتر از بدنتان در بهترین


وضـعـیـت ممـکـن قـرار دارد؛ فقـط در ایـن حـالـت اسـت کــه


مـیتوانید بیشترین تـاثـیر را بر روی طرف مقابل بگذارید. اما


در عـیـن حال بـاید تحت هر شرایطی خونسردی خودتان را


حـفظ کنید. کافیـست یـک نـفـس عـمـیق بکشید و این 10


مرحله را دنبال کنید. بیشتر از نیم ساعت طول نمی کشد


که شما خوش تیپ تر از همیشه به نظر برسید.

 

مرحله1- شستن سر و بدن


من صبح ها از گرفتن دوش های طولانی مدت لذت می برم. اما متاسفانه

زمانی که عجله داشته باشید، برای اینکه سر موقع آماده شوید باید زمان

 حمام خود را به حداقل برسانید. این کار را در مدت زمان کوتاه انجام دهید و

 آب را ولرم کنید، چرا که اگر آب خیلی داغ باشد، پوستتان خشک می شود.

 

ابتدا موهایتان را بشوید و آب بکشید. برای اینکه در وقت صرفه جویی کرده

باشید در حین مدتی که نرم کننده را بر روی موهایتان گذاشتید می توانید

 سایر قسمت های بدنتان را بشویید (همچنین می توانید برای کوتاهتر

شدن زمان دوش گرفتن، از محصولات دو کاره ی شامپو و نرم کننده استفاده

 کنید). من همچنین پیشنهاد می کنم برای بدن خود از شوینده های مایع

که دارای نرم کننده هستند استفاده کنید. (صابون های قلیایی تا حد بسیار

 زیادی باعث خشک شدن پوست می شوند.)


مدت زمان تقریبی: 6 دقیقه

 

مرحله 2- شستن صورت


صورت اولین جایی است که در زمان ملاقات، دیگران به آن توجه می کنند،

پس باید مطمئن باشید که تمیز و سلامت است. شاید یک کرم پاک کننده

 به شما کمک کند؛ بد نیست روی یکی از آنها سرمایه گذاری کنید. با این

کار تمام چین و چروک ها و ناصافی ها پنهان شده و پوست لطیف و

شادابی پیدا می کنید.

بیش از اندازه از پاک کننده ها استفاده نکنید چراکه ممکن است پوستتان

خراشیده شود. همچنین باید توجه داشته باشید که نباید به طور روزانه از

این نوع پاک کننده ها استفاده کنید. یک یا دو بار در هفته کافی است. اما

باید صوتتان را روزی 2 بار بشویید، به ویژه اگر پوست صورتتان اکنه ای و پر جوش است.


مدت زمان تقریبی: 2 دقیقه

 

مرحله 3- تراشیدن ریش ها


بهترین راه ریش تراشی در حمام به کمک یک آینه ضد بخار است. همچنین

می توانید این کار را پس از اتمام دوش گرفتن زمانی که هنوز حمام بخار

 دارد، انجام دهید. آب گرم پوست شما را نرم می کند، تراشیدن ریش ها را

 آسان کرده، و احتمال خراشیدگی و بریدگی را کاهش می دهد.

پوست صورت خود را به طور کامل با ژل یا خمیر ریش کف آلود کنید تا از

ایجاد خراشیدگی به وسیله تیغ جلوگیری شود. شما که وقت اضافی ندارید

 تا بر روی زخم هایتان مرحم بگذارید. سپس مقداری after shave بر روی

پوست خود بمالید تا پوستان آرام شده و در عین حال مرطوب هم بشود.


مدت زمان تقریبی: 5 دقیقه

 

مرحله 4- کوتاه کردن ناخن ها


کوتاه کردن ناخن ها پس از دوش گرفتن بهتر است، چراکه ناخن ها نرم تر

می شوند و بنابراین کوتاه کردنشان راحت تر می شود. پس از گرفتن ناخن

ها جمع کردن و به دور ریختن آنها فراموش نشود.


مدت زمان تقریبی: 2 دقیقه

 

مرحله 5- استعمال ادوکلن


زمانی که از اسپری های خوشبو کننده بدن، ضد تعرق ها، و مام (یکی از

بهترین روش ها برای جلوگیری از ایجاد بوی بد بدن) استفاده کردید، زمان آن

 می رسد که مقداری ادوکلن نیز استعمال کنید. (اما بیش از اندازه این کار

را انجام ندهید) ادوکلن را باید روی نبض های خود اسپری کنید (به عنوان

مثال روی مچ، پشت گوش، زیر گلو و ...) به خاطر داشته باشید که هدف

 شما این است که تنها بوی خوبی بدهید نه اینکه خودتان را از ادوکلن

 اشباع کنید.


مدت زمان تقریبی: 1 دقیقه

 

مرحله 6- مرطوب کننده


بیشتر آقایون دوست ندارند پوستشن را چرب کنند اما این کار برای از بین

بردن پوست زبر مفید است. باید صورت و بدن خود را هر روز مرطوب کنید.

 فقط باید دقت کنید که برای صورت و بدن به طور مجزا باید از دو نوع مرطوب

 کننده استفاده کنید؛ به ویژه اگر پوستتان حساس است.


مدت زمان تقریبی: 1 دقیقه

 

مرحله 7- لباس پوشیدن


در این مورد شما باید از قبل بدانید که دقیقا چه لباس هایی را می خواهید

بپوشید. به خاطر داشته باشید که عجله دارید؛ بنابراین لباس هایی را

انتخاب کنید که نیاز به اتو کشیدن نداشته باشند و به راحتی با سایر لباس

 ها ست شوند.


مدت زمان تقریبی: 6 دقیقه

 

مرحله 8- آراستن موها


درست کردن موها برای اکثر مردها زمان زیادی می گیرد. شاید دلیل آن، این

 باشد که بیش از اندازه از محصولات زیبایی استفاده می کنند و همچنین

دوست دارند خودشان را زیاد در آینه نگاه کنند.

بهتر است محصولات با کیفیت را خریداری کنید چرا که مدت زمان بیشتری

 دوام دارند، 90% در وقت شما صرفه جویی می کنند، میزان کمی از آن،

موهای شما را به حالت دلخواه در می آورد. از طرف دیگر محصولات بی

کیفیت موهای شما را چرب و روغنی جلوه می دهند.


مدت زمان تقریبی: 3 دقیقه

 

مرحله 9- مسواک زدن دندان ها


باید دندان ها، زبان، و سقف دهان خود را مسواک بزنید تا باکتری هایی که

 باعث ایجاد بوی بد دهان می شوند از بین بروند.


ترفند صرفه جویی در وقت: در حمام مسواک بزنید.


مدت زمان تقریبی: 3 دقیقه

 

مرحله 10- چک کلی


بالاخره در آینه نگاهی بیندازید و ببینید که آیا همه چیز بر طبق میلتان شده.


مدت زمان تقریبی: 1 دقیقه

 

حالا آماده رفتن هستید؛ من هم بیشتر از این وقتتان را نمی گیرم. فقط به

خاطر داشته باشید که با برنامه ریزی مناسب و منظم می توانید هر کاری را

 بهتر انجام دهید.


تا دیدار آینده؛ خودتان را خوش تیپ نگه دارید

 

منبع:http://2daylink.com/funblog/2010/12/-30.php

نوشته شده در چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391ساعت 15:29 توسط حبیب جلیلیان|

با این 10 روش پول و ثروت را به سمت خود جذب کنید

 

1 - بدانید چه می خواهید

از آنچه که می خواهید مطمئن شوید و آگاه شوید، خیلی از ما حتی خودمان هم نمی دانیم دقیقا در
 
زندگی به دنبال چه هستیم! مقدار پولی را که دوست دارید داشته باشید، تعیین کنید، برای مثال،
 
دوست دارید، ۱۰۰ میلیون ریال پول داشته باشید، با این روش زودتر به هدف خود می رسید تا اینکه فقط
 
 بگویید من دوست دارم بیشتر پول در بیاورم.

2 - به ندای درونی خود گوش دهید
هر آنچه که از ندای درونی خود می شنوید، به آن توجه و عمل کنید. متأسفانه بیشتر ما به این مسائل اعتقادی نداریم و شاید همین حالا با خود بگویید: "من که اصلاً به این چیزها اعتقادی ندارم و نمی توانم حتی این الهامات را از وجودم درک کنم!"، اما حقیقت این است که این الهامات و نیروی درونی وجود دارند و البته اگر خودتان بخواهید، شما را به طرف آنچه که می خواهید هدایت میکند.

3 - مبلغی منطقی و صریح را در ذهن خود پرورش دهید
ابتدا از مبالغ کم و منطقی شروع کنید، برای مثال، ۱۰۰ میلیون ریال، هدفتان بر این باشد که در مرحله اول تمام تلاش خود را برای کسب این مبلغ متمرکز کنید و بعد به مبالغ بیشتر فکر کنید.

4 - اگر خیلی در درجه اول به پولدار شدن اهمیتی نمی دهید، دیگر اهداف ایده آل خود را مثل، تفریح، امنیت و آزادی و ...فکر کنید
در ذهن خود فرض کنید که به همه ی آنها رسیده اید و از این حس لذت ببرید، این خود انگیزه ای می شود تا برای رسیدن به آنها به پول نیز فکر کنید و برسید.


5 - از پیروی و تعقیب دنیوی دست بردارید
شما همواره با نیروی درونی خود به خداوند متعال وصل هستید، لحظاتی را در خلوت خود سعی به ارتباط با خداوند بپردازید، از وی راهنمایی بخواهید و تقاضا کنید تا شما را در مسیر صحیح و سرشار از موفقیت، قرار دهد، طوری که بتوانید در آسایش و آرامش برای خود و اطرافیانتان مفید باشید، مطمئن باشید که جواب می گیرید.


6 - عمل کنید
اینکه فقط فکر کنید و خیال کنید، کافی نیست، عمل کنید! خیلی از افراد با این که از وضعیت کنونی خود راضی نیستند و می دانند در صورت اقدام به راهی بهتر به آنچه می خواهند می رسند، اما جرأت گامی برتر را ندارند. بنابراین شجاع باشید و عمل کنید. ترس خود مانع موفقیت است.
رالف والدو چنین می گوید: "توصیه من به جوانان این است که برای موفقیت، به آنچه که صحیح است اما از رسیدن به آن می ترسید یا ناامید هستید، عمل کنید"، سوزان جفرز نیز معتقد است : "باید از مانع ترس عبور کنید، تا کامیاب شوید"، با تصمیمی جدی و اولین گام شما برای موفّقیت، تمامی دنیا شروع به همکاری با شما می کنند و به میل شما راه می آیند.

7 - مراحل کار را در ذهن و با کلام خود زیر لب مرور کنید
بطور مثال، سوالی را در مورد کسب مبلغی از مسیری خاص از خود بپرسید، و با خود گفتگو کنید، " اگر از این راه موفق نشدم، تمام مسیر قبل را از ذهن خود پاک کرده و از راهی بهتر و موثر تر وارد می شوم تا بالاخره پولدار شوم"


8 - از موانع نترسید
دریا همیشه آرام نیست، زندگی هم مثل دریاست، گاهی مجبورید با دریایی مواج و طوفانی دست و پا بزنید تا بر موانع پیروز شوید. بیشتر ما به محض شکست یا سختی، ناامید شده و از ادامه راه می ترسیم، با سرزنش و افسردگی نه تنها کاری پیش نمی برید، بلکه اوضاع شما از قبل هم بدتر می شود، همانطور که کارل ساگن می گوید:"بهتر است عوض اینکه چرا تاریک است و غر بزنید، حتی با یک شمع کمی آنجا را روشن کنید"، یا به قول ما ایرانی ها، "ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است".

9 - روابط و ذهن خود را خانه تکانی کنید!
نه تنها در خانه، بلکه در محیط کار، اجتماع و ...روابط خود را در جهت مثبت اصلاح کنید. مطمئناً هیچ کس بدون کمک و همیاری دیگران، نمی تواند به اهداف خود برسد، اما اگر قرار باشد این ازدحام روابط بی فایده و پر سر و صدا همراه با میلیون ها انرژی منفی باشد و باعث عدم تمرکز یا تحلیل روحیه تان شوند، بهتر است حذف شوند.

10 - به علائق خود توجه کنید
هر کسی به چیزهایی در ذهن خود و بطور ذاتی علاقه دارد، اگر هر گام یا عمل یا هدفی را طبق آنچه که علاقه دارید و به آن عشق می ورزید، آغاز کنید، می بینید که چطور سریع تر و آسان تر به هدف خود می رسید. در واقع این خود درونی ماست که جسم ما را به طرف آن چه که لذّت می بریم و عشق می ورزیم، سوق می دهد.
منبع:http://2daylink.com/funblog/2012/03/-10-2.php
نوشته شده در چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391ساعت 15:28 توسط حبیب جلیلیان|

تا حال خیلی درمورد باورها و اعتقادات و اینکه چطور می توانید برای داشتن

 زندگی بهتر آنها را تغییر دهید حرف زده ایم. باورها و اعتقادات خاصی

 هستند که افراد زیادی را اسیر خود کرده اند و امروز می خواهیم آن باورها

 را بررسی کنیم.

اعتقادات ما در قدم اول از والدین، معلمین، همسالان، تلویزیون و رسانه ها

 نشات می گیرد. وقتی سنمان کم است فکر می کنیم بزرگترهایمان بیشتر

 از ما می دانند به همین خاطر به هرچه که می گویند اعتماد می کنیم. اما

 هرچه سنمان بالاتر می رود، دیگر خودمان اعتقادات و باورهایمان نسبت به

 دنیا را شکل می دهیم. اما کمی از ته نشین اعتقادات دوران کودکی در ما

 می ماند. گاهی اوقات بدون اینکه خودمان خبر داشته باشیم درونمان لانه

 می سازند.

در زیر به برخی از این باورها و اعتقادات اشاره می کنیم. آیا این اعتقادات را

 در خودتان می بینید و اگر دیدید سعی کنید آنها را تغییر دهید.

1.     اگر در چیزی شکست خوردی، فردی مغلوب هستی!

این باور معمولاً در مدرسه و در روزهایی که می خواهیم وارد بزرگسالی

 شویم، شکل می گیرد. تشویقمان می کنند که به هر قیمتی که شده

 موفق شویم. من اگر شکست بخورم، که بسیار هم پیش می آید، دوباره

 تلاش می کنم، اینقدر آن را امتحان می کنم تا بالاخره موفق شوم. اگر باور

 داشته باشید که اگر در کاری شکست بخورید، فردی شکست خورده

 هستید، یعنی همه آدم های دنیا شکست خورده هستند. اجازه ندهید

 چنین باوری شما را از زندگی عقب بیندازد. یک باور جدید جای آن بگذارید.

2.     تا وقتی خراب نشده، چرا باید عوضش کنیم؟

منظورم عوض کردن به منظور عوض کردن نیست. درمورد ارتقاء وسایل،

 فرایندها و ... صحبت می کنم. برای حرکت کردن با سرعت زندگی ما نیاز

 به تغییر داریم و خیلی وقت ها با کسانی برخورد می کنید که مخالف تغییر

 هستند. تا می توانید از چنین افرادی دوری کنید. اگر می بینید چیزی را

 می توانید ارتقاء دهید، معطل نکنید.

3.     به اندازه کافی برای اینکار استعداد نداری!

هیچ کس در دنیا تا زمانیکه کاری را شروع نکرده، مهارت کافی برای آن را

 ندارد. اگر می خواهید کاری را انجام دهید فقط کافی است که شروع کنید.

 از اینکه ممکن است در برای تحصیل در رشته حسابداری نتوانید وارد

 دانشگاه شوید استرس به خودتان راه ندهید، فقط کافی است شروع کرده

 و تلاش کنید تا به آن دست پیدا کنید. اینترنت خیلی بیشتر از آنچه که در

 دانشگاه یا مدرسه به شما یاد می دهند اطلاعات دارد پس فقط کافی

 است که دنبالش باشید.

4.     برای امتحان کردن یک کار تازه دیگر پیر شده ای!

متوسط امید به زندگی در کشورهای پیشرفته، برای مردها 75 و برای زنان

 79 سال است. مطمئن باشید این عدد تغییر خواهد کرد و خیلی زود این

 سن به 100 سال خواهد رسید. این یعنی ما هیچوقت برای شروع کردن

 یک کار جدید پیر نیستیم. امتحان کردن یک کار تازه بهترین راه برای فعال

 نگه داشتن مغز و بالا بردن انگیزه برای زندگی است. مردم ما انتطار دارند تا

 75 سالگی عمر کنند، و فکر می کنید چه اتفاقی می افتد؟ تا همین سن

 بیشتر عمر نمی کنیم! اگر انتظار داشته باشیم که تا 100 سالگی زنده

 بمانیم، مطمئناً تغییرات بیشتری در زندگیمان ایجاد می کنیم و کمتر خودمان

 را منحصر به زمان می کنیم. امتحان کنید.

5.     دیگران شما را کنترل میکنند.

این شما هستید که خود را کنترل می کنید نه هیچ چیز دیگری. هیچکس در

 این دنیا شما را کنترل نمی کند، این شما هستید که نیروی درونتان را

 کنترل می کنید. شما برای زندگی به هیچکس و هیچ چیز جز خدا نیاز

 ندارید، پس زندگیتان را کنید و سرنوشتتان خود رقم بزنید.

6.     شما به حساب نمی آیید.

این واقعیت که زنده اید نشان می دهد که فرد خاصی هستید. اگر

 می خواهید فردی خاص و خارق العاده باشید، باید تلاش کنید. تک تک ما

 استعداد خاصی داریم که از آن بی خبریم و هنوز کشفش نکرده ایم. برای

 اینکه ببینید واقعاً به چه چیز علاقه مندید، همه چیز را امتحان کنید. من

 واقعاً به تغییر اعتقاد دارم. مجبور نیستید همه عمرتان یک کار را انجام دهید.

 سبک زندگیتان را بارها و بارها تغییر دهید تا راهی را پیدا کنید که دوست

 دارید.

7.     دنیا به دور تو نمی چرخد!

کل دنیا فقط درمورد شماست. هر فرد در این سیاره دنیای جداگانه ای دارد

 که در دستان خودش است. طوری که شما دنیا را می بینید با طوری که

 من می بینم متفاوت است و نگرش من هم با یک نفر دیگر متفاوت است.

 پس دنیا مربوط به شماست. حالا بگویید برای تغییر دنیا چه می خواهید

 بکنید؟

8.     هیچ کس تو را باور ندارد.

من تور را باور دارم اما نظر من هیچ ارزشی ندارد، نظر هیچ کس ارزشی

 ندارد. سعی کنید خودتان را باور کنید و نیازی نداشته باشید که کسی دیگر

 باورتان کند. به محض اینکه خودتان، خودتان را باور کردید، بقیه هم باورتان

 خواهند کرد اما شما به باور آنها نیازی نخواهید داشت.

9.     هیچوقت نمی توانی آنقدر پول دربیاوری!

من این حرف را بارها شنیده ام. شما دقیقاً به همان اندازه که از خودتان

 انتظار دارید پول درخواهید آورد. اگر من به خودم بگویم که هیچ راهی

 نیست بتوانم این مقدار پول را دربیاورم، مغزم هم به دنبال راهی برای به

 دست آوردن آن مقدار پول نخواهد گشت. اما اگر اینقدر قاطع باشم که این

 مقدار پول را به دست بیاورم، مغزم راهی برای به دست آوردن آن پیدا

 خواهد کرد.

10.  در این مورد هیچ کاری از دستت برنمی آید!

مزخرف است! شما می توانید هر جنبه از زندگیتان را که بخواهید تغییر

 دهید. بعضی ها هیچ وقت این باور را کنار نمی گذارند و واقعاً خجالت آور

 است. زندگی واقعاً سخت است و دل شیر می خواهد برای تغییر آن

 پیش قدم شوید اما بدانید که از عهده آن برمی آیید. باید بدانید که چه

 می خواهید و برای رسیدن به آن چه قدم هایی باید بردارید.

 

منبع :مجله اینترنتی ایران گراند

نوشته شده در یکشنبه هفتم اسفند 1390ساعت 23:2 توسط حبیب جلیلیان|

 

 

.من باور دارم ...


که دعوا و جرّ و بحث دو نفر با هم به معنى اين که آن‌ها همديگر را

دوست ندارند نيست.


و دعوا نکردن دو نفر با هم نيز به معنى اين که آن‌ها همديگر را

دوست دارند نمى‌باشد


من باور دارم ...


که هر چقدر دوستمان خوب و صميمى باشد هر از گاهى باعث

ناراحتى ما خواهد شد و ما بايد بدين خاطر او را ببخشيم.


من باور دارم ...


که دوستى واقعى به رشد خود ادامه خواهد داد حتى در دورترين

 فاصله‌ها. عشق واقعى نيز همين طور است.


من باور دارم ...


که ما مى‌توانيم در يک لحظه کارى کنيم که براى تمام عمر قلب ما را

 به درد آورد.


من باور دارم ...


که زمان زيادى طول مى‌کشد تا من همان آدم بشوم که مى‌خواهم. 


من باور دارم ...


که هميشه بايد کسانى که صميمانه دوستشان دارم را با کلمات و

عبارات زيبا و دوستانه ترک گويم زيرا ممکن است آخرين بارى باشد

 که آن‌ها را مى‌بينم.


من باور دارم ...


که ما مسئول کارهايى هستيم که انجام مى‌دهيم، صرفنظر از اين

 که چه احساسى داشته باشيم.


من باور دارم ...


که اگر من نگرش و طرز فکرم را کنترل نکنم،او مرا تحت کنترل خود

 درخواهد آورد.


من باور دارم ...


که قهرمان کسى است که کارى که بايد انجام گيرد را در زمانى که

 بايد انجام گيرد، انجام مى‌دهد، صرفنظر از پيامدهاى آن.


من باور دارم ...


که گاهى کسانى که انتظار داريم در مواقع پريشانى و درماندگى به

 ما ضربه بزنند، به کمک ما مى‌آيند و ما را نجات مى‌دهند.


من باور دارم ...


که گاهى هنگامى که عصبانى هستم حق دارم که عصبانى باشم

امّا اين به من اين حق را نمى‌دهد که ظالم و بيرحم باشم.


من باور دارم ...


که بلوغ بيشتر به انواع تجربياتى که داشته‌ايم و آنچه از آن‌ها

 آموخته‌ايم بستگى دارد تا به اين که چند بار جشن تولد گرفته‌ايم.


من باور دارم ...


که هميشه کافى نيست که توسط ديگران بخشيده شويم، گاهى

 بايد ياد بگيريم که خودمان هم خودمان را ببخشيم.


من باور دارم ...


که صرفنظر از اين که چقدر دلمان شکسته باشد دنيا به خاطر غم و

غصه ما از حرکت باز نخواهد ايستاد.


من باور دارم ...


که زمينه‌ها و شرايط خانوادگى و اجتماعى برآنچه که هستم

 تاثيرگذار بوده‌اند امّا من خودم مسئول آنچه که خواهم شد هستم.


من باور دارم ...


که نبايد خيلى براى کشف يک راز کند و کاو کنم، زيرا ممکن است

براى هميشه زندگى مرا تغيير دهد.


من باور دارم ...


که دو نفر ممکن است دقيقاً به يک چيز نگاه کنند و دو چيز کاملاً

متفاوت را ببينند.


من باور دارم ...


که زندگى ما ممکن است ظرف تنها چند ساعت توسط کسانى که

 حتى آن‌ها را نمى‌شناسيم تغيير يابد.


من باور دارم ...


که گواهى‌نامه‌ها و تقديرنامه‌هايى که بر روى ديوار نصب شده‌اند

 براى ما احترام و منزلت به ارمغان نخواهند آورد.


من باور دارم ...


که کسانى که بيشتر از همه دوستشان دارم خيلى زود از دستم

گرفته خواهند شد.


من باور دارم ...


«شادترين مردم لزوماً کسى که بهترين چيزها را داردنيست


بلکه کسى است که از چيزهايى که دارد بهترين استفاده را

مى‌کند.»

 

و من باور دارم ..

 

برگرفته ازوبلاگ هاوراز

نوشته شده در دوشنبه یکم اسفند 1390ساعت 13:58 توسط حبیب جلیلیان|

خـوشحالی یک وضعیت خاص ذهـنـی اسـت. هـر فـردی درزنـدگی خـود

روزهـایی را تجربه نموده که برایش خوشایندنبوده است. اما ناخرسندی

مزمن میتواند سلامتی، شغل و روابط شما را تحت تاثیر قرار

دهد.بجزهـرگونه مشکـلات پزشکی یا افسردگی های بلندمـدت که نیازمند

تجویزهای طبی و مساعدت حرفه ای می باشند، می توانـیـد مـیزان

خوشحالی خود را کنترل نمایید.


بـه خـوشـحال بـودن فـکر کـنـیــد تا احساس و ظاهر بهتری بدست آورید.

 دراین قسمت نکته های وجود دارند که شما را در این کار یاری می نمایند:

۱- خوش بین باشید


بـه زنـدگی با دیـدی مثـبـت نگـاه کـنـید تـا خـود را بـه دلیل احساس انرژی و

 خوشحالی بسیار زیادی کـه نصیبتان خواهـد شد، متعجب سازید. بـه یاد

 داشته باشید که افراد شاد و مثبت بیشتر می توانند دیگران را مجذوب خود

کنند.

۲- دید وسیعی داشته باشید


اجازه ندهید مسائل کوچک شما را آشفته نمایـد. بـرای رسیـدن بـه هـدف

خـود پـایدار و مـقاوم باشید، خـواه آن هـدف ریاست، پرداخت رهن و یا یک

ازدواج طولانی مدت باشد. در ایـن راه بـا موانـعی مواجه خواهید شد؛ به

سرانجام و پـاداش تلاشـتان فکر کـرده و از ناخرسندی بخاطر مسائل کم

 اهمیت دوری نمایید.

۳- سپاسگزار باشید


از دیگران قدردانی کنید. از همکار خود بخاطر کمکش بشما تشکر کرده و

بدلیل موفقیت در انـجـام کـارش بـه او تـبریک بـگویید. بـه خدمتکاری که

صبحانه شما را برایتان می آورد کـلمـه ای محـبت آمیـز بیان کنید. به شخص

 درمانده ای کـه در خـیـابان از مـقـابـلـش رد میشوید، چند سکه کمک نموده

 و از اینکه زندگی مسرت بخشی دارید شکرگزار باشید.

۴- از زندگی لذت ببرید


به کارهایی مبادرت نمایید که از انجام دادن آنها لذت میبرید: اتومبیلتان را

 بـشوییـد، بـه برخی تعمیرات جزئی در منزل بپردازید، تلویزیون تماشا کنـیـد،

 خرید بروید. برای خود یک اولویت قائل شده و آنچه را که دوست دارید انجام

 دهید.

۵- از جسم خود مراقبت نمایید


خوب بخورید و ورزش کنید. به باشگاه رفته و کمی بدوید یـا در یـک بازی

ورزشی شرکت کنید. هـمراهی نمودن یـک تـیم به عنـوان یـک عضـو و

بیرون رفتن با هم تیمی ها بعد از بازی، برای جسم و فکر شما مفید خواهد

بود.

۶- برنامه های خود را تغییر دهید


برنامه های روزانه خود را عوض نموده تا انرژی جـدیدی پیدا کنید. مرز

مشخصی بین کار و تـفریح ایـجاد نـمایید. بـرای فـعالیتهای ســرگرم کننده و

 یا تفکر در محیطی آرام از خانه خارج شوید.

۷- با مردم در تماس باشید


آیا بخاطر می آورید زمانـی کـه یک دوست قدیمی بطور غیر منتظره با شما

 تماس گرفت چه احساسی داشتید؟ برای یکی از آشنایان ایمیلی ارسال

نمـوده یا با افراد فامیل و یا دوستان قدیمی خود تماس گرفته و از حال آنها

 باخبر شوید.

۸- خلاق باشید


روزنه ای برای انرژی خلاق خود بیابید. این ممکن است شـامـل

کـاردسـتـی، باز سازی، نقاشی، ترسیم کاریکاتور، نویسندگی و یا حتی

باغداری باشد. مهم نیست که چــقدر مشغله داشته باشید و یا تا چه اندازه

 در آخر هفته احساس بی حالی می کـنـیـد، اگـر زمـانی را برای انـجـام

فـعـالیت های خلاق اختصاص دهید، احساسی شادتر و سالم تر خواهید

نمود.

۹- برای خود همدمی پیدا کنید


تقسیم نمـودن تجربیات با کسی که به او عشق می ورزید، خوشحالی

 شما را افزایش خـواهـد داد. عـشـق مـطلق باعث بوجود آمدن احـسـاس

امنیت، رضایت و شادمانی در شما می گردد. روابط جنسی مشروع نیز

میتواند بـرای ذهـن و جسم شما اثرات بسیار مفیدی داشته باشد.

۱۰- با کسی صحبت نمایید


یکی از دوستان خود را برای هم صحبتی و بیان احساسات و عقاید خود

انتـخـاب کـنید. او در مـورد شما قضاوت ننموده و مشکلات شما را حل

نخـواهد کرد. وی بـه حـرفهایـتـان گوش می دهد چرا که می داند شما نیز

 همین کار را برایش انجام خواهید داد.

۱۱- تخیل کنید


آرزوها و بلند پـروازی های خود را یادداشت نموده و به تدریج آنها را واقعیت

 بخشید آنگاه همیشه چـیزهایی بـرای انــتظار کشیدن، و جایی برای

متمرکز کردن انرژی خود خواهید داشت.

۱۲- بخشنده باشید


شاید زمان آن فرا رسیده باشد که کسـی ( یـا خودتان ) را بخاطر چیزی که

 اتفاق افتاده و یا گفتـه شـده مـورد بـخشایـش قـرار دهــید. اتفاقات و

اشتباهات گذشته را پـذیرفته و فراموش کنید. بدانید که نمیـتوانید زمان را بـه

 عـقب برگردانید. شادمانی خود را با از یاد بردن نومیدی ها و شکستهای

 گذشته دوباره بدست آورید.


نگران نباشید، خوشحال باشیددر دنـیای واقعی نمی توانیم از دیگران انتظار

 داشته باشیم تا برای ما شادمانـی ایـجـاد کنند. خوشحالی حالتی از ذهن

 است که کاملا میتواند تحت کنترل شما باشد.


محیط پیرامون خود را به گونه ای مهیا سازید که فرصتـهایـی بـرای شناختن

 و لذت بردن از جنبه های مثبت و خوشایند زندگی را فراهم آورد. برای شاد

 بودن تلاش کنید.


منبع : مجله اینترنتی صبح بخیر ایران

نوشته شده در سه شنبه هجدهم بهمن 1390ساعت 5:21 توسط حبیب جلیلیان|

وقتي يک نفر لبخند مي‌زند، يک حال بد، تبديل به حال خوب مي‌شود
 
.
يک عذر‌خواهي پذيرفته مي‌شود
 
اعتماد به نفسي بالا برده مي‌شود
 
قراردادي بسته مي‌شود و حتي ممکن است يک رابطه عاشقانه
 
نيز شکل گيرد.
 
اما اگر حال و هواي همين لبخند عوض شود: يک «نيشخند»
 
 مي‌تواند روي اعصاب برود
 
سر کل‌کل و دعوا نتيجه را به کلي به رقيب واگذار کند
 
وسط يک دعواي زن و شوهري به معناي پايان يک رابطه به حساب
 
آيد و حتي نشانه تحقير محسوب شود.
.
.
خالي از لطف نيست قبل از آن که به "لبخند خواني” بپردازيم،
 
بدانيد که محققان مي‌گويند که يک لبخند بسيار کوتاه‌مدت (حتي به
 
اندازه يک چهارصدم ثانيه) کافي است تا يک نيروي حسي قوي
 
 ايجاد کند: به طور مثال باعث مي‌شود مردم به اطراف خود نگاه
 
مثبت‌تري داشته باشند و چه بسا مسايل خسته‌کننده مفرح و
 
با‌نشاط شوند! حتي شايد بتوانيد مزه بد يک غذا را با لبخند براي
 
خودتان قابل تحمل کنيد.
.
.
.
و اما در آخر: لبخند مسري است. به قول معروف «بخند تا دنيا به
 
رويت لبخند بزند
 
 
از وبلاگ الهه شادی
نوشته شده در جمعه هفتم بهمن 1390ساعت 15:43 توسط حبیب جلیلیان|

۱۰۰ روش برای زندگی بی دغدغه | ۱

در هر زمان فقط یک کار انجام دهید

قبل از شروع به هر کاری با تفکر وارد عمل شوید تا آن کار را به خوبی انجام

 دهید، به نحوی که سبب رضایت شما گردد. آنگاه سراغ کار بعدی بروید.

انجام چندین کار در یک زمان شاید تنها از عهده ی کامپیوتر برآید اما اگر

انسان ها چنین کنند، دچار بی دقتی و اشتباه شده و در نتیجه کارشان بی

ثمر یا حداقل بی اعتبار خواهد شد. شیوه ی صحیح زندگی آن است که

آنچه را با افکار پریشان و غیر متمرکز انجام می دهی، کنار بگذاری و زمان

 دقیقی برای به انجام رساندن هر کاری در نظر بگیری.

۱۰۰ روش برای زندگی بی دغدغه | ۲

هر روز یک چیز اضافی را به دور بریزید.

همه ما اشیا اضافی به درد نخوری در منزل خود داریم. چیزهایی که گاهی

سر راهمان را در یافتن چیزهایی که نیاز داریم، سد می کنند. واقع بین

باشید و اگر قصد استفاده از این گونه چیزها را ندارید، آن ها را به دور بریزید.

هر روز چیزی بیابید که به آنها نیاز ندارید و آن ها را دور بریزید یا حداقل از

خود دور کنید. بدین ترتیب وسایل غیر ضروری به تدریج از زندگی شما بیرون

 می روندو با باز شدن فضای زندگیتان، نظم و ترتیب قابل توجهی در منزل و

زندگی شما ایجاد می گردد

برگرفته از سایت:http://www.apam.ir


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه هفتم بهمن 1390ساعت 13:47 توسط حبیب جلیلیان|

در صحبت کردن تاثير گذار باشيد
[تصویر: 20543511664136102241166153781586122570168.jpg]
در زندگي همه ما مواقعي وجود دارد که بايد در حضور چند نفر راجع
 
 به مساله اي صحبت کنيم. ممکن است اين صحبت در جلسه يا
 
 کنفرانسي باشد که رسميت داشته باشد و ممکن هم هست که
 
 در يک جمع خانوادگي يا در محيط کار بخواهيم براي دوستان يا
 
 همکارانمان صحبت کنيم.
 

برگرفته از سایت: http://www.banoo1.com


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه سوم بهمن 1390ساعت 7:8 توسط حبیب جلیلیان|

زبان بدن body language چیست؟

یکی از مهم ترین خصوصیات انسان که او را نسبت به سایر موجودات برتری

 می دهد قدرت تکلم و سخن گفتن اوست. او می تواند با به کارگیری

کلمات و جملات احساسات و نیات درونی اش را بیان کند و دیگران را از آن

 آگاه نماید.

از طرفی خواسته یا ناخواسته در فضایی که آن را سکوت و خاموشی می

نامیم و با زبان بی زبانی تنها با آنچه «body language» یا زبان حرکات بدن

و اجزای آن خوانده می شود، می تواند به خوبی احساسی را انتقال داده یا

 معنای کلامی را تغییر دهد. هرگز اظهار دوستی و علاقه شخصی در حالی

 که اخم کرده و ترشرویی نشان می دهد، قابل قبول نیست. بنابراین به

کارگیری این ۲ زبان در یک جهت و راستا می تواند به خوبی در بیان

هیجانات، عواطف و احساسات به کار رود. اما در میان دنیای خاموش و بی

زبانی، زبان های گویای دیگری هم هستند.

زبان بدن شامل دو قسمت است. یکی زبان حرکات بدن و دیگری زبان

 آرایش و ظاهر بدن

برگرفته از سایت: http://www.banoo1.com


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه سوم بهمن 1390ساعت 6:38 توسط حبیب جلیلیان|

 

۳۶۵ گام بلند موفقیت | ۱

همه ی ما رویاهایی داریم….می خواهیم در ژرفای روح مان باور کنیم که

 موهبت خاصی نزد ماست که می توانیم تفاوتی ایجاد کنیم، که می توانیم

تاثیر خاصی بر دیگران داشته باشیم، و این که می توانیم دنیایمان را بهتر

 کنیم.

یکی از آرزوهایتان را بگویید…شاید رویایی باشد که فراموش کرده اید یا

سعی دارید رهایش کنید. اگر رویای شما امروز عملی می شد، زندگی تان

 چه شکلی داشت؟

اکنون یک لحظه رویاپردازی کنید و ببینید که واقعا برای زندگی تان چه می

 خواهید.

۳۶۵ گام بلند موفقیت | ۲

 

 این کارهای مداوم ماست که ارزشمند تلقی می شود و نه کارهای گاه و

بیگاه ما. پدر همه ی کارها و فعالیت های ما کدام است؟ در نهایت، چه

چیزی مشخص می کند که چه می شویم و در زندگی رهسپار کدامین

مسیر باشیم؟

پاسخ، تصمیمات ماست. در این لحظات خاص است که سرنوشت ما رقم

می خورد. بیش از هر چیز دیگری معتقدم این تصمیمات ماست که

سرنوشت مان را تعیین می کنند و نه شرایط زندگی مان.

برگرفته از سایت :http://www.apam.ir  

 

جهت خواندن مطالب بیشتر به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه هجدهم دی 1390ساعت 5:18 توسط حبیب جلیلیان|

 

یک رابطه موفق زناشویی نه تنها به چگونگی تقسیم‌‌کارهای خانه بین یک

زوج، بلکه به چگونگی بیان سپاس‌گذاری‌شان از یکدیگر بستگی دارد. به

گزارش لایوساینس یک بررسی جدید نشان می‌دهد که چرا یکی از زوجین

اغلب درگیر کارهای خانه است، در حالیکه دیگری به خالی‌کردن سطل زباله

 یا شستن رخت‌ها بی‌اعتنا است. پژوهشگران می‌گویند شگرد ایجاد

هماهنگی می‌تواند تنها یک "متشکرم" ساده باشد. بنجامین کالدول از

 دانشگاه بین‌المللی آلیانس در کالیفرنیا در این مورد می‌گوید: "تقسیم کار در

 خانه احتمالا یکی از رایج‌ترین علل تعارض بین زن و شوهرهاست."در

"بررسی ارزش‌های جهانی" 2007 بوسیله مرکز پژوهشی پیو اشتراک در

کارهای خانه پس از وفاداری و رابطه جنسی در ردیف سوم فهرست عوامل

موفقیت ازدواج قرار گرفت.

به گفته دانشمندان حتی تخمین‌های محافظه‌کارانه نشان می‌دهد که زنان

 حدود دو سوم کارهای خانه را انجام می‌دهند. اما تحقیقی که اخیرا در

دانشکده ارتباطات انسانی هیو داونز در دانشگاه ایالتی آریزونا انجام شد،

نشان می‌‌‌دهد که زنان و مردان در این مورد نظرات متفاوتی دارند. هنگامی

 از آزمودنی‌ها اعم از مجرد و متاهل در مورد انجام کارهای خانه در زمان

 کودکی سوال شد، زنان به یاد می‌آوردند که نسبت به برادرانشان کارهای

 خانه بیشتری انجام می‌دادند، در حالیکه مردها می‌گفتند کارها به یکسان

تقسیم می‌شد. چند تحقیق قبلی هم نشان داده بود آنچه را که مردان

برابری در مورد انجام کارهای خانه می‌دانند اصلا برابری نیست. به گفته

کالدول "حتی در زوج‌هایی که می‌پذیرند که کارهای خانه را یکسان تقسیم

کرده‌اند، زنها معمولا بیش از مردان کار می‌کنند." آزمودنی‌ها در این تحقیق

 هم بدون استثنا بیان کردند که مادرانشان حتی هنگامی که کار تمام وقت

 بیرون داشتند، همه کارهای خانه را انجام می‌دادند و پدرها تنها کار بیرون

خانه انجام می‌دادند. اینکه یکی از زوجین یا دیگری یک کار خانه را انجام

می‌دهد تا حدی به آستانه درک فرد از آشفتگی بستگی دارد. ممکن است

زن به محض آنکه آشغال‌ها به لبه سطل می‌رسد آن را خالی کند، در حالی

 که مرد تنها هنگامی زباله‌ها از سطل سرریز کرد به فکر تخلیه آن بیفتد. در

 چنین حالتی تخلیه سطل زباله به عهده زن خواهد افتاد. در دراز مدت این

فرد متخصص انجام آن کار معین می‌شود و همسرش آن را مربوط به او

حساب می‌کند. در این صورت تشکری هم رد و بدل نمی‌شود، چرا فرض بر

این است که او تنها دارد وظیفه‌اش را انجام می‌دهد.


این تحقیق هم‌چنین نشان داد که افرادی که احساس می‌کنند به خاطر

انجام کارهای خانه مورد تحسین همسرشان هستند، از عدم تعادل در این

مورد کمتر ناراحت می‌شوند و رضایت بیشتری از رابطه‌شان دارند.

به قول کالدول یکی از چیزهایی که می‌تواند یک رابطه را نابود کند، همین

رنجش‌های کوچک است که در طول زمان انبار شده‌اند. به گفته محققان

یافتن تعادلی در مورد مقیاس‌های کار خانه به خصوص در زمانه فعلی که

 زن و شوهر هر دو اغلب در ساعات طولانی در بیرون خانه کار می‌کنند،

 اهمیت دارد. پژوهشگران اعمال ساده‌ای را یافتند که می‌تواند انصاف و

حق‌شناسی را در خانه افزایش دهد، برای فردی که بیشتر کار خانه به

دوش اوست، این راهبردها پیشنهاد می‌شود:


• از انجام مکرر کاری که نمی‌خواهید "مال خود کنید"، پرهیز کنید.


• در مورد اینکه کاری که احساس می‌کنید باید انجام شود با همسرتان

ارتباط برقرار کنید و منتظر نمانید تا خود او متوجه انجام آن شود.


• تحسین خود را در مورد کاری که همسرتان انجام می‌دهد بیان کنید، حتی

اگر این کار معیارهای شما را برآورده نکرده باشد.


برای افرادی که سهم کمتری از کارهای خانه را انجام می‌دهند، این

توصیه‌ها پیشنهاد می‌شود:


• کارها را پیش از آن که ضرورت پیدا کند انجام دهید.


• برای کارهای خاص از یک برنامه پیروی کنید.


• به یاد کاری که همسرتان انجام می‌دهد باشید و سپاسگزاری خود را بیان

 کنید.


و بالاخره هر دو همسر می‌توانند:


• فهرستی از وظایف‌شان را بنویسند. سپس برای یک هفته یا يك ماه این

فهرست‌ها را با هم عوض کنند و کار نفر دیگر را انجام دهند تا درک بهتری از

مشارکت همسرشان در کارهای خانه پیدا کنند.


• متوجه باشید که هریک از زوجین آستانه متفاوتی برای لزوم انجام یک کار

 دارد،


• بنابراین شما می‌توانید به طریقی آرام‌تر و کمتر اتهام‌زننده انجام کاری را به

همسرتان گوشزد کنید.

 

                            راسخون

 

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390ساعت 19:35 توسط حبیب جلیلیان|

اگر نمی‌خواهید بیمار شوید؛


احساساتتان را بیان کنید.


هیجانات و احساساتی که سرکوب یا


پنهان شده باشند به بیماری‌هایی


نظیر ورم معده، زخم معده، کمر درد


و درد ستون فقرات منجر می‌شوند.


سرکوبی احساسات به مرور زمان حتی


می‌تواند به سرطان هم بیانجامد.


در آن زمان است که ما به سراغ یک


محرم می‌رویم و رازها و خطاهای


خود را با او در میان می‌گذاریم!


گفتگو، صحبت کردن، کلمات وسیله درمانی قدرتمندی هستند.

 

باقی متن در ادامه مطلب


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1390ساعت 5:2 توسط حبیب جلیلیان|

با یک دوست تغییر پیدا کنید، دوستی که:

. مثبت باشد.

. پشتیبان شما باشد.

. آرزوهای بزرگ برای شما داشته باشد.

. در دسترس شما باشد.

. به قابل تحقق بودن اهداف شما ایمان داشته باشد.

. موفقیت شما را بخواهد.

.با شما به ابراز احساسات بپردازد.

.به خودسازی بپردازد.

.با شما رک و راست باشد.

. زمانی که از اهداف خود مایوس می شوید به شما امید بخشد و برای رسیدن به نقشه هایتان به شما کمک کند.

. کسی باشد که کار کردن با او لذت بخش باشد.

. رضایت شما را فراهم آورد.

برگرفته از:

http://click-konn.blogfa.com/post-16.aspx

نوشته شده در سه شنبه هشتم آذر 1390ساعت 6:40 توسط حبیب جلیلیان|

یادم باشد حرفی نزنم که به کسی بر بخورد

نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد

خطی ننویسم که آزار دهد کسی را

یادم باشد که روز و روزگار خوش است

وتنها دل ما دل نیست

یادم باشد جواب کین را با کمتر از مهر و جواب

دو رنگی را با کمتر از صداقت ندهم

یادم باشد باید در برابر فریادها سکوت کنم

و برای سیاهی ها نور بپاشم

یادم باشد از چشمه درسِِ خروش بگیرم

و از آسمان درسِ پـاک زیستن

یادم باشد سنگ خیلی تنهاست ...یادم باشد باید با سنگ هم لطیف رفتار
 
کنم مبادا دل تنگش بشکند

یادم باشد برای درس گرفتن و درس دادن به دنیا آمده ام ... نه برای
 
تکراراشتباهات گذشتگان

یادم باشد زندگی را دوست دارم

یادم باشد هر گاه ارزش زندگی یادم رفت در چشمان حیوان بی زبانی که به
 
 سویقربانگاه می رود زل بزنم تا به مفهوم بودن پی ببرم

یادم باشد می توان با گوش سپردن به آواز شبانه ی دوره گردی که
 
ازسازش عشق می بارد به اسرارعشق پی برد وزنده شد

یادم باشد معجزه قاصدکها را باورداشته باشم

یادم باشد گره تنهایی و دلتنگی هر کس فقط به دست دل خودش باز می
 
شود

یادم باشد هیچگاه لرزیدن دلم را پنهان نکنم تا تنها نمانم

یادم باشد هیچگاه از راستی نترسم و نترسانم

یادم باشد از بچه ها میتوان خیلی چیزها آموخت  یادم باشد پاکی کودکیم را
 
 از دست ندهم

یادم باشد زمان بهترین استاد است

یادم باشد قبل ازهرکاربا انگشت به پیشانیم بزنم تا بعد با مشت برفرق
 
 سرم نکوبم

یادم باشد با کسی آنقدر صمیمی نشوم شاید روزی دشمنم شود

یادم باشد با کسی دشمنی نکنم شاید روزی دوستم شود

یادم باشد قلب کسی را نشکنم

یادم باشد زندگی ارزش غصه خوردن ندارد

یادم باشد پل های پشت سرم را ویران نکنم

یادم باشد امید کسی را از او نگیرم شاید تنها چیزی  باشد که دارد
 
یادم باشد که عشق کیمیای زندگیست

یادم باشد که آدمها همه ارزشمند اند و همه می توانند مهربان و
 
دلسوزباشند

یادم باشد که زنده ام و اشرف مخلوقات
.
 
 
 
برگرفته از نشانی:
 

نوشته شده در سه شنبه هشتم آذر 1390ساعت 5:21 توسط حبیب جلیلیان|

دوران كودكی همواره به عنوان بهترین و شادترین دوره زندگی انسان

 شناخته شده است. كودكی دنیائی از معصومیت و پاكی در كنار شادی و

سبكبالی را در ذهن تداعی می كند. بسیاری از بزرگسالان در كشاكش

سختی ها و مشكلات زندگی با یاد كردن از دوران خوش كودكی خود، دمی

 از غم زمانه فارغ می شوند و بر بال خاطرات به دنیایی كوچ می كنند كه در

 آن از فشار مسئولیت و مرارت خبری نیست و مسلماً آرزوی هر پدر و

مادری فراهم كردن یك چنین دوران كودكی ای برای فرزند دلبندشان خواهد

 بود.

اما مسئله اینجاست كه شادی و نشاط آموختنی نیست و شکوفایی

استعدادهای او هم نباید بدون در نظر گرفتن علائق او باشد. شاید شما

نتوانید به فرزند خود یاد بدهید كه خوشحال باشد ولی فراهم كردن امكانات

 و بستر مناسب برای خوشبختی و شاد زیستن فرزند، هدیه ای است كه

فقط شما می توانید به فرزندتان بدهید. در همین رابطه با مطالبی که در این

 ایمیل مرور خواهید کرد ما روشهایی را به شما پیشنهاد می كنیم كه می

 توانند شما را در فراهم كردن این خوشبختی در سایه ی به ظهور رساندن

استعدادهای خدادادی او، به فرزندتان یاری دهند.

1. به فرزند خود اجازه دهید علائق خود را کشف کند. به بازی ها و

فعالیتهایی که او انتخاب می کند توجه نشان دهید. این گونه بازیها می تواند

 اطلاعات بسیاری درباره استعدادهای نهفته فرزندتان در اختیار شما قرار دهد.

 

( همه ی متن درادامه مطلب  )


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه ششم آذر 1390ساعت 11:13 توسط حبیب جلیلیان|

گام 1-از انتقاد بيجا ، سرزنش مداوم و گله و شکايت بپرهيزيد.


گام 2-در ارزيابي هاي خود صادق و بي ريا باشيد.


گام 3-ديگران را دوست بداريم و به آنها علاقمند شويد.


گام 4-خواسته هاي ديگران را درک کنيد .


گام 5-هميشه لبخند را زينت چهره خود کنيد.


گام 6-به خاطر داشته باشيد نام هر شخصي زيباترين نت موسيقي اوست

 ؛ پس ديگران را به نام صدا بزنيد و او احساس نزديکي کنيد .


گام 7-شنونده خوبي باشيد و ديگران را تشويق کنيد که درباره خودشان و

علاقمنديهايشان حرف بزنند .


گام 8-در جهت علايق ديگران سخن بگوييد .


گام 9-اين باور را به ديگران القا کنيد که ؛ قدرت زيادي دارند و براي خود

کسي هستند و در انجام اين کار نهايت صداقت را داشته باشيد .


گام 10- هميشه براي اينکه بهترين نتيجه را از بحث مجادله بگيريد ؛ سعي

 کنيد از شرکت در آن بپرهيزيد .


گام 11- به عقايد ديگران احترام بگذاريد و هرگز عبارت "تو اشتباه مي کني

 " استفاده نکنيد .


گام 12- اگر خطايي از شما سرزد ؛ با قاطعيت به آن اعتراف کنيد و اعتماد

 به نفس داشته باشيد و بدانيد که "انسان جايزالخطاست."


گام 13- هميشه صحبت هاي خود را دوستانه آغاز کنيد .


گام 15- سعي کنيد از راه هاي مناسبي براي کسب آرامش استفاده کنيد

 تا ديگران براي شريک شدن در آرامشتان به سوي شما آيند .


گام 16- اجازه بدهيد هميشه ديگران بيش از شما صحبت کنند .


گام 17- خالصانه به هر اتفاقي از ديد ديگران نگاه کنيد و تک محور نباشيد .


گام 18- باورها و علايق سايرين را همانگونه که هستند بپذيريد چرا که

هرکس از ديد خود بهترين است .


گام 19- همواره به سوي انگيزه هاي بهتر و قوي تر برويد ؛ تا بهترين

باشيد .

و بالاخره گام آخر ؛
همواره باورهايتان را پيش روي خود مجسم کنيد و چالش هاي زندگي را با

 آغوش باز پذيرا شويد تا براي ديگران يک نمونه و الگو باشيد .

 

برگرفته از:http://www.iran-eng.com/showthread.php/290566

نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم آبان 1390ساعت 14:11 توسط حبیب جلیلیان|

+ آنجا که همه مثل هم فکر می کنند ، هیچ کس خیلی فکر نمی کند .

+ انسان در همان لحظه که تصمیم می گیرد آزاد باشد، آزاد است .
 
+ وسعت دنیای هرکس به اندازه وسعت تفکر اوست .
 
+ تجربه نامی است که تمام افراد بر روی اشتباهات خود می گذارند .
 
+ آنانکه می دانند رنج می برند و آنانکه نمی دانند به دیگران رنج می
 
دهند .
+ نتیجه اراده ضعیف ، حرف است ونتیجه اراده قوی ، عمل .
 
+ وقتی با انگشت به کسی اشاره می کنیم ، به یاد داشته باشیم که سه
 
 انگشت دیگر به طرف خودمان بر گشته اند .
 
+ آنان که نمی توانند خود را اداره کنند ‌ناچار از اطاعت دیگرانند .
 
+ حکایت جالبی است که فراموش شدگان فراموش کنندگان را هرگز
 
فراموش نمی کنند .
 
+ یا درست حرف بزن یا عاقلانه سکوت کن .
 
+ هر کس که بداند چقدر می ارزد، به آنچه که می ارزد می رسد.

+ آنکس که بداند، و بداند که بداند ، اسب شعف از گنبد گردون برهاند …
 
آنکس که بداند و نداند که بداند ، بیدار کنیدش که شبی خفته نماند …
 
آنکس که نداند و بداند که نداند ، لنگان خرک خویش به منزل برساند …
 
آنکس که نداند و نداند که نداند ، در جهل مرکب ابدالدهر بماند .
 
+ اشتباهات انسان، در ابتدا رهگذرند، سپس میهمان میشوند و بعد
 
صاحبخانه.
+ عفو از کسانی نیکوست که توانائی انتقام دارند .
 
+ اگر می خواهی اندوهگین نباشی ، حسود مباش .
 
+ آنقدر شکست خوردم که راه شکست دادن را آموختم .
 
+ هیچ کاری برای انسان سخت‌تر از فکر کردن نیست .
 
+ مردم از ترس شکست می بازند .
 
+ ترسناک ترین تنهایى خود پسندى است .
 
+ از آغاز حرفی در میان نبود . گفتن این حرف ، حرفی به میان آورد .
 
+ آن که خوشی خود را در رنج دیگران بجوید ، هر گز روی خوشی نمی
 
 بیند .
+ زر اندوزانی که برای مال دنیا کیسه دوخته اند بدانند که لباس آخرت جیب
 
 ندارد .
+ بزرگترین نفرین آنست که همه چیز را تجربه کنی .
 
+ تا تو مرا بد خواهی و خود را نیک ، نه مرا بد آید و نه تو را نیک .
 
+ افتادن برگ از درخت نشانه امدن زمستان نیست بلکه نشانه تمام شدن
 
 یک عمر است .
+ فهمیدن بهتر از دانستن است .
 
+ هر کس مرتکب اشتباهی نشده، اکتشافی هم نکرده است .
 
+ کسانی که روح ناامید دارند مقصرترین مردم هستند .
 
+ انسان تنها مخلوقی ست که نمی خواهد همان باشد که هست .
 
+ به هر ناراحتی کوچک خشمگین شدن و به دیگران پریدن ، نشان غرور
 
بی اندازه یا کم عقلی است .
 
+ آنچه را که نمی توانی فرموش کنی ببخش و آنچه را که نمی توانی
 
ببخشی فراموش کن.
 
+ مواظب افکارت باش که گفتارت میشود ، مواظب گفتارت باش که رفتارت
 
 می شود ، مواظب رفتارت باش که عادتت می شود ، مواظب عادتت باش
 
 که شخصیتت میشود و مواظب شخصیتت باش که سرنوشتت می شود.
 
+ نومیدی انسان را پیش از مرگ می کشد .
 
+ حسن معاشرت، ترکیبی است از فداکاری ها و گذشت های کوچک.
 
+ زندگی چون نردبانی آهنی است ، روزی نیز این نردبان افتادنی است ،
 
هرکسی کو بالاتر نشست ، استخوانش بیشتر خواهد شکست.
 
+ تنهایی من زمانی ولادت یافت که انسانها ، لغزشهای حاصل از پرگویی
 
مرا ستودند و فضایل خاموشی ام را ناچیز شمردند.
 
 
برگرفته از:http://www.iran-eng.com/showthread.php/316656
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم آبان 1390ساعت 13:16 توسط حبیب جلیلیان|


آخرين مطالب
» چگونه عادت های خوب را در زندگی جایگزین کنیم؟
» ذهن خود را پاکسازی کنید!
» سي و يك راه موفقيت
» در مدت 30 دقیقه شیک و زیبا شوید
» با این 10 روش پول و ثروت را به سمت خود جذب کنید
» ۱۰ عقیده که شما را در زندگی عقب نگه می دارد
» یادداشتی از نلسون ماندلا
» ۱۲ روش برای زندگی شادتر
» لبخند
» ۱۰۰ روش برای زندگی بی دغدغه

Design By : Pichak